
1. به همه ی کسانی که برنامه ی ما رو دو ست دارن و به همه ی کسانی که برنامه ی ما رو دوست ندارن سلام عرض میکنیم و یک شب شیشه ای دیگر رو در محضر نگاه تیز بین شما آغاز میکنیم. امیدواریم که یکی از برنامه های خوبمون باشه. متولد سال 1343 اصالت آذری یکی از بازیگران نامدار سینمای ایران بارها تونسته که به منحنی صعود به نقطه ی اوجش برسه .او یکی از بازیگران خوش استیل و خوش تیپ سینمای ایران است ،آقای فریبرز عرب نیا ، سلام شب بخیر به شب شیشه ای ما خوش آمدی.
· سلام عرض میکنم خدمت شما و بیندگان عزیز ، بعد من خدمتتون عرض کنم که اصالتا آذری نیستم نمی دومنم این از کجا در اومده .
2. _ حتماً این هم از شایعاته. _ اسنادی که از شما وبرخی بازیگرا در مجله ها چاپ می شه خیلی وقت ها آدمهای تحقیق کننده ومحقق رو که سراغ مجله ها میرن مثل همین الان به اشتباه می اندازه دلیلشم خیلی کم حرف بودن ،کم مصاحبه کردن و کم حاشیه بودن شماست چرا اینقدر کم حاشیه ای ؟
· ببینید اصل حاشیه همش یک چیز حقیقتا" مرز بندیهایی که ما بر اساس نیاز ها و علایقمون انجام میدیم و چیزی رو که معمولا اسمشو میذارن حاشیه حقیقتا صحبتهای بی پایه است یا صحبتهای بی فایده من خیلی اهل این نیستم که مقابله بکنم با حواشی یاحرفهای بی پایه منتهی گرمم نمیکنه ،جذبم نمیکنه حقیقتا.
3. شاید حاشیه در هر رشتهای بی پایه واساس و بی سود باشه اما حداقل تجربه نشون میده که حاشیه ها خیلی وقتها به متن کمک میکنن _سئوال برنامه:بهترین بازی جناب فریبرز عرب نیا در کدامیک از این 4 فیلم است: 1-شوکران 2- شیفته 3- سلطان 4-ضیافت شاید به خاطر همین دوری از حاشیه ها دوری از چاپ شدن عکس روی جلدها دوری از زبان زد و نقل و نقل محافل مختلف بودنها باعث شده که شما رو از یک ستاره تمام عیار شدن دور نگاه داره درسته ؟
· خیلی از مفاهیمی که به کار میبرید به دلیل نسبی بودن وقابل اطلاق بودن یا نبودنشون به یه سری مفاهیم جای اختلاف نظر هست حقیقتاً اصلاً ما به چی میگیم ستاره؟ ببینید اگه من از یک زاویه دیگه این صحبت رو شروع بکنم فکر میکنم برای همه مون مفید تره چه توی مقوله هنر وچه تو هیچ وادیه دیگه یک سری جریانها آدمها یا پدیده های ماندگار یا رو بورس داریم ، ماندگاری با رو بورس بودن تفاوت داره تو مقایسه بین تلویزیون و سینما این بحث بهتر به نتیجه میرسه اینکه یک سریال خیلی پر بیننده رو وقتی که به قسمتهای آخرش نزدیک میشه اگر آمار و ارقام جمع کنید و نظر سنجی کنید متوجه میشید که تو بالا ترین حد مرغوبیت هستند دست اندر کارها و بازیگران تو اون سریال ، سریال بعدی میاد همه فراموش میشن نکته ای که من میخوام بگم اینکه ما یا در سطح حرکت میکنیم یا در عمق نمیشه هم در سطح بود هم در عمق وقتی شما در سطح حرکت میکنید ممکنه هیاهو ویا جنب و جوشی به چشم نیاد ولی هر چیزی به دلیل به عمق رفتن ماندگار میشه تو هر حاشیه حرکت کردن آدم رو از به عمق رسیدن دور نگه می داره در واقع مانع میشه و اساساً مکان شو فراهم نمیکنه .
4. دو سئوال برام پیش اومد اول اینکه یعنی حضرت عالی الان دارین تو عمق حرکت میکنید ؟
· بحث رو شخصی نکنیم بهتره من راجع به خودم بگم که من هیچ لذتی نداره برام که تو سطح و جواب به نیازهای سطحی تماشاگران حرکت بکنم ممکنه لحظاتی نتونسته باشم ولی میلم نیست ،ببینید حقیقتش اینکه تماشاچی ،خواننده ویا شنونده ممکنه به شورو هیجان بیاد یا ممکنه توجهی بسیار بسیار عمیق بکنه من دومی رو ترجیح میدم .
5. سئوال دومم اینکه شما فرمودید ماندگاری با تو بورس بودن متفاوت ه من هم با شما هم عقیده ام ولی عرض بنده اینه که در تضاد با هم،هم نیستن یکی میتونه تو بورس هم باشه و ماندگار هم باشه؛
· ولی نمیشود همیشه تو بورس باشی و ماندگار بمانی تو بورس بودن یعنی اینکه نبض تماشاچی رو به دست گرفتن یا پاسخ به نیازهاش دادن من ممکنه حرفی که بزنم خیلی خوشایند نباشه و ضد پسند حرکت بکنم ولی حقیقتش اینکه براساس میل تماشاچی یا خواننده حرکت کردم .
6. ولی آقای عربنیا شما که این کارو کردید و خیلی وقتها بنا به میل بازیگر کاری رو انتخاب کردید و خیلی وقتها هم شکست خورده تو گیشه ،خیلی وقتها ،وقتی که شما به یک نقطه عطف رسیدین تو کارنامتون رفتید سراغ کارهایی که مال گیشه است و اتفاقا توی گیشه هم شکست خورده پس الان چطور می فرمائید که براساس میل تماشاچی جلو نمیرم ؟
· اولا بعضی مواقع این جوری بوده بعضی مواقع هم اینجوری نبوده توی مطالعه ی روند حرکت یک بازیگر خیلی به خطا میریم که اگر جغرافیای یک سینما مسائل حاد و خاص اون موقع رو در نظر نگیریم . خیلی وقتها بوده که من بالا ترین حد محبوبیت یا فروش یا هر چیزه دیگرو در نظر بگیرم پشت کردم بهش منظور من این نیست که به دلیل اینکه این کار ارزشمند انجام ندم ،من الفبا و جستجو ها ی خودمو با شاخکهای خودم انجام میدم نه با مطبوعات .
7. پس اون موقع شاخکهاتون کار نمیکنه به این دلیل که 5،4 بار کارگردانهای بنام بودن که شاخکهای فریبرز عربنیارو به تحرک در آوردن یکی مثل مسعود کیمیایی که میاد فریبرز عربنیارو میاره تو بورس بهروز افخمی که فریبرز عربنیارو برمیگردونه تو بورس ، ایرج قادری که باز شما رو با طوطیا میاره تو بورس ، فکر نمیکنید شاخکهاتون مشکل دارن ؟
· شما فکر نمیکنید که این تلقی ها خیلی کلیشه ای و بر اساس تلقی عمومی و به خصوص بر اساس تلقی روزنامه ای هست،ببینید وقتی که خیلی عجیب قریب برا کسانی که اسمشون منتقد حرکات فریبرز عربنیا به خصوص بعد از سلطان و ضیافت ،من اگه عبایی دارم از اسم کسی رو بردن بدلیل اینکه امکان پاسخ او فراهم نیست ،منتقد عزیز بی مایه ای میگفت که انتخاب فریبرز عرب نیا برای فیلم جها ن پهلوان تختی اشتباه به دلیل اینکه همه چیزش نشون میده که او بازیگر نقشهای لون پناهست فیلم وقتی نمایش داده شد هیچ کدوم دیگه هیچی نگفتند ،بعد وقتی من از اون حیطه اومدم رفتم توی غالبهای دیگه گفتندفریبرز عرب نیا داره اشتباه میکنه ، شیفته،محمد علی سجادی داره خود کشی میکنه، فریبرز عربنیا اصلا فیزیکش نمیتونه متزلزل باشه چون اصلا فیزیکش اینطوری نیست، نمیخوام وارد این دعوا ها بشم چون این ها همون حواشی و اینا منو گرم نمیکنه چیزی که منو گرم میکنه اینکه ، شوکران حاصل همکاری بهروز افخمی فریبرز عرب نیا و خیلی های دیگه بود بهروز افخمی با بازیگران ستاره تری از فریبرز عربنیا کار کرد فیلمها ش نفروخت معنی ش این نیست که او بلد نبود معنیش این نیست که بازیگر بلد نبود من به جرات میگم تمام تلقی منتقدین از بازیگری پر مایه ترین هاشون دور از حقیقت ،بازیگری یک بخشش بیزنس تجارت یا رنگ و لعابش هست که همه جذبش شدن حقیقتا اینا منو گرم نمیکنه ،ببینید من باج خور رو وقتی بازی میکردم توش برام تماما شوق لذت بود و هنوز هم که نگاه میکنم لذت میبرم از اساس کسی نیست که بپرسه که حقیقتا پرفروش بودن و رو بورس بودن براش اعتبار ه من از شما میپرسم ، تام کرز تو تمام عمرش بازیگر نبوده به عقیده ی من تا تو فیلم خدایگان کارگردانان بازی کرد فیلم(چشمان کاملا بسته )به نظر من بازی متوسطی اما بالا ترین حد سوز آوری رو برای سینمای هالیوودکه بالاترین حد سود آوری رو برای سینمای جهان داره و یکی از بالاترین حد ها در سرمایه سالاری متعلق به ایشون همیشه رو بورس ،الزاماً معنیش این نیست که بورس ندارم می خوام بهتون بگم حقیقتا هدفم نیست و خیلی مواقع من کارهایی کردم که میگن تو خودکشی کردی با این کارت پشیمون نیستم به نظر من یک چیز فقط حقیقت هویت انسان از جمله بازیگراست، اشتباهاتی که میکنن انسان هویتش فقط انتخابشه .
8. اتفاقا من هم با شما هم عقیده ام و فکر میکنم همینطور که اشتباهات جزو هویت آدماست ، خیلی وقتها دفاع خیلی سرسختانه از اشتباهات نیز جزو هویت ذاتی آدمهاست بعضی وقتها دفاع سرسختانه شما رو احساس کردم که عجیب بود ، یعنی شما نمیپذیری که در کارنامه ی کاریتون اشتباهاتی دارید ؟
· نه نه ، من همه ی مسیر رو درست اومدم بدلیل اینکه پای اشتباهام هستم ببینید اختلاف نظر از نگاه درست به مسیر کسی که عملی رو میخواد انجام بده وقتی با اختیار تام باشه معناش اینه که من نمیدونم این عمل بعدها مورد تائید خودم خواهد بود یا نه ولی میدونم میخواهم این کارو بکنم ،یه مثال دمه دستی شما وقتی که به بچه ها نگاه میکنید مثلا داره یک غذایی رو انتخاب میکنه بین دو غذا بهش میگی چرا اینرو انتخاب کردی چون دلم خواست ولی اگر غذا رو خورد و خوشمزه نبود دیگه گریه نمیکه دلش میخواد .
9. ببینید اینیکه میفرمائید پای انتخابم ایستادم حتی اگر به نفعم هم نبوده من میگم این پاسخ یه پاسخ کاملا عادیست پاسخ آدمی که چند بار شانس حرفه ای فوق العاده ای بهش رو کرده ، چند بازی گر تو ایران داریم که هم با بهروز افخمی هم با مسعود کیمیایی وهم با تهمینه میلانی کار کرده باشند و بعد کم کم کمرنگ شده باشند من میگم این پاسخ برای فریبرز عرب نیا برای اون موقعیت فوق العاده ای که داشته زیاد جالب نیست.
· به این دلیل برای شما این پاسخ قانع کننده نیست که شما اوج فرود را اساسا شکست میدانید ،اوج و فرود طبیعت هر حرکتی ، حتی اگر حرکت همش تو اوج باشه حرکت مصنوعی کجای طبیعت شما همه چیز رو تو اوج می بینید ، ببینید آدمهایی رو که همه دوست دارن اساسا من بهشون مشکوکم ، و همینطور آدمهایی که همه ازش بدشون میاد،چون طبیعی نیستن روی یک خط حرکت نمیکنن روی پسند زمانه حرکت میکنن ،من از شما مپرسم که اعتبار یعنی اینکه هر فیلم از فیلم بعدی بهتر شده باشه ، ولی اعتبار برای من به عنوان یک بازیگر اینه که عرصه های جدید رو تجربه میکنم .
10. حتی اگر این عرصه های جدید کارنامه کاری منو زیر سئوال برده باشند؟
· برای کسانی که کارنامه کاری من یا کسان دیگه ای رو ارزیابی میکنن مهر دوستی قائلم ولی واقعا برام ارزشی نداره نه بدلیل مقابله باهاشون ،یه مثال بزنم خدمتتون ، جان فرانکن هایور که اتفاقا از کارگردانان رده یک نیست اوج و فرود زیاد داشته تو زندگیش یه موقع تمام مردم و منتقدین فیلمهاشو دوست داشتن و یه موقع هم تعجب میکردن که این چی داره میسازه ،مثلا تو دوره های اخیر اومد رانین رو ساخت ،روزی یه خبر نگار ازش پرسید این همه اوج و فرود تورو شکست نمیده ؟گفت سابق این احساسو میکردم یک بار از پل بریدر یک جمله ای شنیدم که اینقدر طبیعی و عادی بود که من یادم نرفت ، گفت اون موقع که خیلی احساس شکست داشتم و فیلمهام مورد توجه واقع نمیشد ، ببین یادت نره فردا یه روز دیگست و اصلا هم شبیه هم نیست ،اصولا من جزو اون دسته از آدمهایی نیستم که روزهاشونو یک رنگ بخوان و شما نگاه کن ببین یک بچه ی شادابی رو که از درخت میره بالا حتما ممکنه بعدش بخوره زمین ،معلوم نیست حتما یا ممکنه ،او داره زندگیشو میکنه شاداب و پای کارهاشم است ولی بچه ای رو میبینی که نشسته می خواد لباسش کثیف نشه خاله دوسش داره عمه دوسش داره و نمرشم 20 شده من اون بچه ترو تمیزه نیستم .
11. آقا ی فریبرز عرب نیا قواعد و استانداردهای سینمای ایران بسیار با سینمای جهان متفاوت ه قیاسی که دارین میکنید برای دفاع از خودتونه ..........
· برای دفاع از خودم نیست این یک حقیقت ه من یا هر کس دیگه وقتی داره از خودش دفاع میکنه یک ایده و نظری د اره من اون ایده ونظر را ندارم من زندگی خودم رو دارم میکنم تمام ایده ها و نظر ها از بیرون داره شکل میگیره .
12. شما زمانی میتونید زندگی خودتونو بکنید که مردم تعلق خاطری نسبت به کارهای شما نداشته باشندو فریبرز عرب نیای شوکران شیفته یا ضیافت رو نپسندیده باشند.
· ولی این حرفهایی که شما زدید حرفهای مردم نبود با اطمینان بهتون میگم اینم برام ارزش نیست اما با اطمینان بهتون میگم که حرفهای مردم زمین تا آسمان با حرفهای روزنامه ها فرق داره اخیرا یه چیزه خیلی جذابی دیدم که خیلی هم خندیدم تو دلم بهش اخیرا یه کم مایه ای یه چیز خیلی جذابی نوشته بود ،واقعا نه بخاطر مجادله یا هر چیز دیگه من واقعا خیلی وقته که دیگه مجله سینمایی نمیخونم ،چیزی که نوشته بودند این بود که فریبرز عربنیا قدر و استحقاقش روبهش نبخشیدن چون خودش قدر خودشو نمیدونه ،ببینیدمن کاری ندارم که این حرف دفاع به نظر میاد یا نه ، نمیدونم من وشما توانایی این رو داریم که بحث ها رو شخصی نکنیم و از بیرون به خودمون نگاه کنیم یا نه ، اما من دارم یک حقیقتی رو عنوان میکنم فارغ از این که به من یا کس دیگری اطلاق میشود یا نه ، حقیقت اینکه قدر یعنی چی قدر یک اعتبار نسبیست که من به چیزی میدهم یا نمیدهم این اون چیزی هست که شما قدر میدانید یه مثال دیگه ، اگه من بگم که سالهاست که همه مردم و منتقدین رو این نقطه اتفاق نظر دارن که فریبرز عربنیا حداقل یکبار حقش بوده که کاندیدا بشه چرا نشده به دلیل کم اعتباریش ،به دلیل کم قدر خود را دانستن یا غیره که برام مهم نیست فقط می خوام ازش نتیجه بگیرم از قهرمان شطرنج جهان پرسیدن که تو سالها همیشه اول بودی و فلانی همیشه دوم بین کاراپوف و کاسپاروف همیشه این رقابت بود یه حرفی زد که فقط روح حقیقت فهمیده بشه این حرف شناخته میشه و الا اسیر اون حواشی میشیم گفت من عمیق ترین احترام رو برای این رقیبم قائل م نمیذاشت من بشینم ،یک رنگ و یک نواخت بمونم ،خیلی مواقع بی قدری ها مزایای بزرگتری دارن نسبت به بی قدری ها .
13. آقای عربنیا شاید کم توجهیتون به منتقدین و نشریات سینمایی شاید باعث شده که اشتباهات کاریتونو مرتکب بشین .
· شاید
14. آقای عربنیا در کارنامه کاریتون غریب به 35،30 کار سینمایی ثبت شده ولی به جرات بگم که مردم شاید بیشتر از 6،5تا از اینها رو دقت نکردند .
· نمیدونم آمار چقدر درسته ولی گاهی وقتها مردم چیزهایی رو به من گفتند که من حیرت کردم که چطور مردم این نقش و فیلم رو دوست داشتن ولی من میخوام با جسارت خلاف آیین برنامه داری حرکت بکنم ، خیلی از فیلمها خیلی از آدمها تودوره های خودشون، این میتونه با من و گفته هام سنخیت داشته باشه یا نه، خیلی ها در دوره خودشون قدر دیدن از اون جنسی که ما میگیم ولی ماندگار نشدند
15. منظورتون سیمرغ گرفتن ؟
· نه ، مثلا شما فکر کنید دوره موتزارت کسانی بودن بالاترین حد دست مزد رو از دربار میگرفتند بهترین خوراک پوشاک وبهترین چیزهایی که یک انسان مادی داره ،نه تنها ماندگار نشدند بلکه به عنوان شر ماندگار شدند *جهانگیر فروهر روحش شاد من میخوام خیلی صاف به شما بگم که پسند زمانه با پسند من 180درجه فاصله داشته باشه آیا بحث سر اینه که کدوم درسته اصلا خطا نیست آیا هر دوشون نمیتونن به عنوان جهان دموکرات جای زندگی داشته باشند آقای فروهر نه در زمان بازیگریش قدر دید نه حتی بعد از مرگش ،به نظر من از 5 بازیگر بزرگ تاریخ سینمای ماست شما سوته دلان را نگاه کن ،یا گوزنها شما در گوزنها یک پیر مردی میبینی با یک چشم اصلا یادت میره که این فروهر ولی اگر مثال نمیزنم الان واقعا ابایی ندارم می خوام بی احترامی نشه ولی کسانی هستند که من در شون ذره ای حیات هنری شور هنری ویا تجربه ی جدید هنری نمیبینم اما دارن قدر میبینن اما توی خانمها گلاب آدینه به نظر من بازیگر نزدیک به کاملی هستند بی نظیرند خیلی جاها ، من میخوام بگم که چرا یه موضوع بی دلیل باورمون میشه که شروع میکنیم به دست زدن به یه جریان تعداد کفهایی که زده میشه برامون اعتبار میشه . *من حقیقت رو بشما بگم شاید خیلی دور از ذهن و حقیقت به نظر بیاد من چندین سال پیش یک فیلمی رو برای یک کارگردانی بازی کردم ایشون توی یک حیطه ی دیگه ای هم فعال بود به من گفت فریبرز من سالها بود با تو میخواستم کار بکنم بهم جواب رد میدادی ولی می دونی چرا همچنان دلم می خواست که باهات کار کنم و باهات کار کردم گفت آماری که وزارتی همراه با وزارت آموزش و پرورش گرفتند و فقط هم مربوط به حیطه ی هنرمندان نبود محبوب ترین آدمها از هر حیطه ای حالا در هر زمینه ای ،سیاست هنر ورزش ووو.. موقعی بود که آقای پروین تو بالا ترین حد محبوبیت بود نفر سوم آقای علی پروین بود نفرپنجم گفت تو هستی فریبرز و نفر ششم یک بازیگرزن سینمای ایران ..استاد الهی قمشه ای تو رده های 18،17 بود بالاترین حد انسانهای سیاسی ایران واقعا نبودند اون بالاها این نشون میده ما داریم با خودمون شوخی میکنیم مردم یه حیاتی دارن .
16. این نظر سنجی مال کی هست ؟
· من چون مختارنامه بازی میکنم ..........
17. ببخشید میون کلامتون این درسته که شما برای بازی در مختار نامه ماهی 8میلیون پول میگیرین ؟
· نه درست نیست و خیلی هم دوست دارم یه بحث کوتاهی رو در این مورد داشته باشیم که بگم چقدر بازیگران مظلومند *اون آماری رو که میگید تقریبا مال 5 سال پیش بود الان من به شما میگم چند درصد از اون کسانی که آمار میگیرند جهانگیر فروهر رو جزو 5تا بازیگر اول ایران میدونن ؟چون اونا به چیزه دیگری میگن بازی گری من به چیزه دیگری میگم پس تعریف شما از بازیگری خیلی تفاوت داره با اون چیزی که در ذهن عموم مردمه ؟ *عموم مطبوعات *ببینید یه صحبتی کردی در مورد دست مزدها یا چیزهایی که در مورد بازیگرا میگن ، این بزرگترین ظلمیست که در مورد بازیگرا و دیگر اقشار جامعه میشه و متاسفانه متولیان ما هیچ کمکی نمیکنن ولی خطر های فرهنگی که اونم تحت اختیار و اراده ی بازیگران نیست همه به جامعه تسری پیدا میکنن همه میان محکوم میکنن من میخوام به شما بگم که این شوخی که ما با خودمون راه انداختیم مثلا فرض کنید مدیر هنری مدیر برنامه ها ،ببینید کشوری که نمیشه مطبوعاتشو سوء کرد چرا یه متولی نمیاد بگه این دروغا که چاپ میکنید در مردم توهم ایجاد میکنه من یه روز در یک پمپ بنزینی داشتم بنزین میزدم یک جوانی داشت اونجا خوشبو کننده میفروخت من هر موقع میرفتم میخریدم فارغ از این که لازم دارم یا نه بنزین زده بودم خریده بودم و رفتم کارواش جنب پمپ بنزین دوباره اومد گفتم من در روز 4تا خوشبو کننده نمیخوام گفت توکه 20 میلیارد دست مزدته بعد من یکم خوف کردم گفتم لا اقل به من بگو میدونی چندتا صفر داره ؟اینطور نیست گفت خوب علی دایی که میگیره ،بعد ما به این ها دامن میزنیم و برای اینکه تیراژ مجلاتمون بالا بره اینارو چاپ میکنیم صرفا بخاطر اینکه حواشی تیراژ مجلات رومیبره بالا این عیب نداره اینم بخشی از حرفه ی ماست متولیا کجان ، وقتی که یکی از همین منتقدین کم مایه که داره خیلی هم اعتبار پیدا میکنه با من مصاحبه ای میکنه توش میپرسه نظرتون در مورد زرافه چیه ؟گفتم هیچی نشستم نگاهش میکردم ،چندین بار گفت من میخوام اینو در غالب یک کتاب چاپ کنم گفتم لطف کنید این کارو نکنید ،گفت چه بخواین چه نه ما این کارو می کنیم من شخصا زنگ زدم وزارت ارشاد من و ارجاع دادن روابط عمومی اون موقع هم تازه آقای صفار هرندی متولی شده بودند ،گفت من به شما قول شرف میدم گفتم من با مطالب کتاب مخالف نیستم ولی الان وقتشو نمیدونم من حقمه که نخوام مطالبم چاپ بشه ما تو قالب یک گفتگو روزنامه ای کرده بودیم تهش ایشون یه سئوالی از من کرد بعدها معلوم شد از کسان دیگه هم میکرده برای اینکه نون در بیاره عیب نداره مهم اینکه اجازه بگیرن ،نه تنها اون کتاب چاپ شد به عنوان دهن کجی من نرفته بودم عکسموبگیرم عکس یکی از فیلمهامو چاپ کرده بودن یه نفر نیست بیاد اینجا از بازیگرها حمایت بکنه .
18. شما پیگیری قضایی کردین ؟مثلا شکایت کنید ؟
· شکایت ،چی میشه، من الان شکایت میکنم راجع به کسی که نوشته من ماهانه اینقدر دست مزد میگیرم ولی چه جوری ؟ مدیران هنری اگر حقیقتا هنر رو تجربه نکرده باشند کوچکترین تلقی و برداشتی از مسائل هنرمندان نخواهند داشت حکماشون لازم الاجراست .
19. کمی در مورد مختار نامه صحبت بفرمائیید؟
· مختار نامه عظیم ترین کاری که در زندگینامه تصویر سازی ایران درست شده 3 سال درگیر فیلمبرداریشیم 5/1 سال قبلش هم درگیر پیش تولید بودیم والان 5/4ساله که این فیلم در حال ساخته شدن و 1 سال دیگه از فیلمبرداریش مونده و 5/1سال هم پس تولید کاریست که الزاما وادیهایست که تا بحال تجربه نشده این خودش که باعث میشه که تمام زمان انرژی تجربه وهمه چیزه عواملش رو به خودش معطوف بکنه و اگر اینجوری پیش بره بین 5/1 تا 2 سال دیگه رو آنتن میره .
· نتایج مسابقه : 54% شوکران 22/19%شیفته 01/19%سلطان 72/7%ضیافت _یک عدد از 1تا150000بفرمایید.
· 137920 برنده مسابقه : 0912134 ..17 _از این که وقتتونو به ما اختصاص دادین سپاسگذارم .
· من هم لذت بردم از مصاحبت شما ممنونم خدا نگهدار.
سلام بچه ها یه توضیح کوچولو بدم همتون میدونین که گفت و گوهای رضا رشیدپور با میهمانان برنامه شب شیشه ای در سایت شبکه تهران هست ولی شکل و شمایل تایپیش اصلا خوب نیس تازه به قسمتهای از گفتو گوها را هم نمی ذارن حالا به چه دلیل نمی دونم !
مهمان برنامه: آقای بهرام رادان _ بازیگرسینما -خانمها آقایان ،دخترها پسرها سلام شب بخیر خوشحال هستیم که در یک شب اردیبهشتی دیگر در خدمت شما هستیم.
-بنا به قولی که به شما داده بودم امشب یکی از بهترین جوانان سینمای ایران مهمان شب شیشه ای است،کسی است که روند رو به رشدی در سینمای ایران به سرعت طی کرد،بازی در فیلم «شورعشق» اتفاقاً اولین فیلمی بودکه زرشک زرین هم گرفت که تا به حال فقط یک دوره زرشک زرین اعطاء کردند که در آن موقع خیلی هم عصبانی شدند که این چه کاری است،او یکبار در سازمان ملی جوانان به عنوان جوان برتر هم انتخاب شد، آقای بهرام رادان سلام شب بخیر.
· من هم سلام میکنم و شب بخیر میگویم خدمت شما و بینندگان عزیز .
نظر سنجی امشب -کدام مورد تاثیر بیشتری در موفقیت آقای رادان در بازیگری داشت؟ 1-دانش بازیگری 2-فیزیک مناسب 3-شانس حرفه ای 4-هر سه مورد
1. آقای رادان زمانی که برای اولین بار در جلوی دوربین سینماظاهر شدید فکر میکردید که کم کم روبروی بزرگان دوربین ایران قرار بگیرید،یا ورود به سینما برای شما تفنن و تجربه ای متفاوت بود ؟
· من بارها گفتم که تفریح بود،اینقدر تفریح که بیشتر مثل یک شوخی بود،یکسری که دور هم جمع شدیم و رفتیم کلاس بازیگری وحتی خجالت می کشیدیم که بگوییم مامی رویم کلاس بازیگری،میگفتیم میریم کلاس کامپیوتر، و زمانی هم که انتخاب شدم من 3،2 هفته بیشتر کلاس نرفته بودم و بعد از پشت شیشه های کلاس 3،2 نفر آمدند و باهم صحبت کردند و ما هم مشغول بازیگری بودیم ولی آنها صدای مارا نمی شنیدند و بعد من را به همدیگر نشان دادند و بعد از کلاس آمدند جلو یک آدرسی به من دادند و من هم به آن آدرس رفتم،که تا مدتها بعد هم تا2 شب قبل از فیلمبرداری من نمیدانستم که نقش چندم هستم فقط فکر میکردم که باید یک حضوری در این فیلم داشته باشم سناریو «شور عشق »را به من دادند و من هم خواندم و بعد نقشی را که به من گفتند من دیدم که این نقش در سناریو چقدر زیاد است بعد فهمیدم که نقش اول است و بدون تمرین یادم است که اولین پلانی که از من گرفتنداولین پلانی است که در فیلم است.
2. چقدر هم آن موقع چهره شمامتفاوت تر از الان بود.
· به دلیل اینکه 8،7 سال می گذرد در آن زمان من 20 سال داشتم و بعد آمدم جلوی دوربین و بازی کردم،نمیدانم انگار یک کار عجیب بود.
3. شاید بدون تمرین بودن و 2،3هفته بیشتر سرکلاس نرفتن باعث شد که شور عشق زرشک طلایی بگیرد.
· در «شور عشق» هیچ وقت به بازیگرانش لطمه ای نخورد،«شور عشق» فیلمی بود که براساس معیارهای ذائقه ی مخاطب ساخته شده بود،ما فیلمهای وحشتناکتر از«شور عشق»خیلی بیشتر داریم ولی کارشناسان فن نشستند فکر کردند که این فیلمی که رفته و رتبه سوم پرفروش ترین فیلم سال را گرفته است که نه بازیگر معروف دارد و نه کارگردان معروف و نه قصه ی مستحکمی دارد چطور است که ما بیاییم به این زرشک زرین بدهیم در حالی که ما فیلمهای دیگری هم داشتم،البته که در آن سال خیلی حرف سر این بود که چون 2،3 تا فیلم بودند که یکی از آنها به دلیل کارگردان معروف و دیگری به خاطر اینکه تهیه کننده پرنفوذی بوده است.چه بسا من موافق زرشک زرین هم بودم کاش زرشک زرین را به بدترین بازیگر میدادند من خودم اولین نفری بودم که دلم می خواست کاندید بشوم،چون آدم از شکست هایش درس پیروزی میگیرد نه از پیروزی .
شما چون شکست کم خوردید در سینما الان این حرف را میزنید.
· نه من اتفاقاً شکست زیاد خوردم.
4. در کدام فیلمها شکست خوردید؟
· «ازدواج صورتی» ،«رز زرد» که خیلی هم فاحش بود،به خاطر اینکه مثلاً وقتی که من رفتم ازدواج صورتی را بازی بکنم از یک جایزه مثل سیمرغ و کارگردانی مثل بهروز افخمی داشتم می آمدم،ببینید من یک سیری را برای خودم گذاشته ام و به بچه هایی که تازه می خواهند بازیگر بشوند همیشه این را می گویم که شما دوره دارید،بازیگرانی که می نشیند تابهروز افخمی، رخشان بنی اعتماد و مسعمود کیمیایی بیایند سراغ آنها اصلاً دیده نمیشوند،من در 6 فیلم اول خودم سعی میکردم کاری بکنم که دیده بشوم یعنی بازی بکنم که در بورس و اکران باشم تا دیده بشوم،تا یکروز بهروز افخمی بیایند به من بگوید که در «گاو خونی» یک ریع آخر فیلم بازی دارید و 75دقیقه قرار است که صحبت بکنید این می شود متفاوت در سینمای ایران بعد بخاطر آن یک ربع به من جایزه می دهند و از طرفی ازدواج صورتی بعد از مسعود کیمیایی و رخشان بنی اعتماد وغیره بازحمت هایی که گروه کشیدند من نمیخواهم که کتمان کنم ،حتماً کارگردان و تهیه کننده زحمت کشید ،کارگردان آن کسی بود که فیلم «دنیا» را کار کرده بود ،من با محمد رضا شریفی نیا یک مسافرتی رفتیم تمام مردم در خارج از کشور ایشان را با فیلم «دنیا» می شناسند و من با همان کارگردان فیلم بعدی ایشان را کار کردم یعنی یک کارگردانی که یک کار موفق کرده بود. من کاری کردم که این فیلم تجاری باشد و یک کاری باشد که موفق باشد ،چون من با بهروز افخمی پاریس بودم برای فیلم «ته دنیا» ،دلیلی که یادم است که من ترغیب شدم که «ازدواج صورتی» را کار کنم این بود که با این جمله ی همیشگی و کلیشه ای که میگویند درست میشود میرویم داخل کار عوض میکنیم که درست که نشد هیچ بدتر هم شد این کار را قبول کردم.من یک اشتباهی که کردم این بود که قرار داد سفید امضایی جلوی من گذاشتند و من مبلغی در آن قرار داد گرفتم،که فکر میکنم اتحادیه تهیه کنندگان بود که یک هفته بعد اطلاعیه ای داد که به تهیه کنندگانی که دست مزد غیر متعارف میدهند تذکر می داد.
5. شما دست مزد بالایی گرفتید برای آن فیلم؟
· بله برای آن موقع مبلغ بالایی بود شاید برای الان مبلغ نرمالی باشد ولی برای آن زمان بالا بود که وقتی من نوشتم روی کاغذ فکر میکردم الان میگویند نه.
6. همین شکستهایی که شما با جسارت می پذیرید باعث شد که الان تئوریسین ها بگویند که بهرام رادان علی رغم تیپ خیلی خوب و بازیگری، قابل قبول بازیگری نیست که به گیشه کمک بکند فیلمهایی که بهرام رادان بازی میکند حکماً قرار نیست در گیشه بفروشد .
· نه اصلاً اینجوری نبوده است دوره ی دوم بازیگری من .
7. منظورتان کجاست؟
· بازی متفاوت برای بازی کردن در فیلمهای متفاوت
متفاوت به نظر شما یعنی چه؟
· نقش متفاوت یعنی که شما از بچه ی کافی شاپ نشین بالا شهری را بازی بکنی تا جوان شیمیایی قطع نخایی و جوان بسیجی مذهبی، میدانید یعنی اینقدر طیفهای مختلف جوان را بازی کردم و هر نقشی را که به سن من می خورده ارائه دادم و هرچه که در توانم بوده،من در شبهای گذشته یک قسمت کوچکی از برنامه شمارا میدیدم که آقای کیانیان البته برای من خیلی موجود دوست داشتنی است که فرمودند ستاره ها بازیگران تک بعدی هستند،من با این حرف ایشان مخالف هستم،البته اگر بشود اسم ما را ستاره گذاشت که اصلاً ما اینطوری نیستیم ،به خاطر اینکه ستاره تعریف دیگری دارد،اگر ما داریم پیروی میکنیم از سینمای دنیا پس تعریف دیگری دارد زیرا آنها یک دست مزدهای نا متعارفی دارند که این به آنها این امنیت را می دهد که همش دنبال خیریه هستند و بروند ورزش بکنند و غیره ولی در مملکت ما همش به بازیگرها می گویند مواظب باش سعی کن شغل دوم داشته باشی چون بابازیگری تامین آنچنانی نداری.
8. آقای رادان شما در فرمایشات خود به 3،2 تا نکته اشاره میکنید که خیلی هم خوب است و تعریف از خود هم است . مثلا میگویید که من طیفهای متنوعی را بازی کردم.
· من تعریف نکردم گفتم که آن کار را بازی کردم حالا خوب یا بد.
9. من باشمامی خواهم یک مخالفتی کنم که متفاوت بازی کردن نقشهای متفاوت بازی کردن نیست،چون الان در سینمای مامد شده که بازیگری را متفاوت میدانیم که بیاید نقش یک فلج،گدا یامعتاد و امثال اینها را خوب بازی بکند در حالی که به نظر من یک نقش خیلی عادی را هم میشود متفاوت بازی کرد قرار نیست غالب آن نقش خیلی متفاوت باشد .
· رف شما اصلاً ربطی به حرف من نداشت موضوع این است که یک بازیگری تشنه ی این باشد که نقشهای متفاوتی را بازی بکند حالا اینکه آن نقشها را خوب بازی میکند یابد این نظرکارشناسی است اما در گود رقابت این ماجرا میرود که نقشهای متفاوتی را بازی بکند. یک نویسنده فیلمنامه وقتی سناریو ای را مینویسد وقتی نقشی را داشته باشی که مثلاً رضارشید پور بازیگر است و میخواهد متفاوت بازی بکند مثلاً اگر30 سالش باشد این نقش فارغ از این که این نقش از یک بچه گدا تا آن بچه میلیونر بالای شهر میداند که رضا رشید پور کرم این ماجرا را دارد که بیاید هر نقشی را بازی بکند ولی بعضی از بازیگرها هستند که البته دوستان من هستند که میگویند نه ما از این قالب در نمی آییم، یک قالب برای خودشان درست کردند،بازیگرانی هستند که حتی دست به آرایش صورتشان هم نمیزنند تصوری که دارند این است که مخاطب ما، مارا بااین قیافه پذیرفته و دوست دارد.البته این فقط مختص ایران نیست مال همه دنیا است ما در سینمای کلاسیک در آن موقع خیلی مطرح بود.من 19 تا فیلم بازی کردم هرکدام به یک شکل است من خودم حواسم به این موضوع بوده که برای مخاطب یک چهره هم جا نیفتد یعنی اینطور نباشد که این چهره از بهرام جا افتاده پس با این چهره جلو برویم .حتی اگر من هم بخواهم آن چهره را تغییر بدهم تهیه کننده نمیگذارد .
10. من تا اینجای فرمایش شما را موافقم ولی میگویم که همین گریم ها و چهره های مختلف دلیل قدرت یک بازیگر نیست .
· اصلاً کی از قدرت صحبت کرد.
من میگویم در سیمرغ دادن هایمان و جایزه دادن هایمان به سراغ نقشهایی میرویم که خود آن نقش به لحاظ اجتماعی متفاوت است مثلاً معتاد است فلج یا گدا است برای همین تعریف بد میکنیم از بازیگری پرقدرت .
· در مورد بازیگری پر قدرت کسی حرف نمیزند.
11. من میگویم الان بازیگر خوب بازیگری است که بتواند نقشهای خاص را خوب بازی بکند من میگویم اگر یک نقش ساده را هم بتوانی خوب بازی کنی باید دیده بشود و ارزش گذاری بشود .
· من این حرف شما را قبول دارم اما موضوع این که این نقشها بیشتر دیده میشوند در تمام داوریهای دنیا به این گونه است. مطمئناً وقتی که من میتوانم از اینجا راه بروم تاجایی، یا وقتی که به من نقش یک آدم روی ویلچیر را میدهند من باید خودم را نزدیک کنم به آن آدم روی ویلچیر وقتی که تماشاچی و یک داور نگاه میکند بگوید ببین این آدم سالم است ولی چه خوب نقش یک آدم ویلچیری را بازی میکند .مثلاً کسی مثل امیر قادری همین حرف را میزند که راه رفتن خودش یک بازی کردن است ،ولی بعضی نقشها هستند که آن نقشها جایزه میگیرند .من در زمانی که سر فیلم سنتوری،ساعت 5/1نصف شب داشتم قرارداد می نوشتم که رضا شریفی نیا وقت نداشت،خیلی جالب است، با مدیر برنامه ام داشتیم قرارداد مینوشتیم برگشت یک چیزی در مورد فیلم سنتوری به من گفت،گفتند که سنتوری جایزه میگیرد و اگر نگرفت تو نگرفتی چون این نقش جایزه بگیر است .منظور این نبوده که حالا اگر من یا هرکس دیگر اگر بازی میکرد باید این نقش جایزه میگرفت. ولی قابلیتهای دیده شدن را داشته.
12. من شنیده ام که شما خیلی کم آداب دوستیابی و رفاقت رابجامی آوری؟
- نخیر،من دوستانی دارم که دایره ی خیلی اندکی هستند اما لزوماً این نیست که کم معاشرت میکنم اتفاقاً خیلی زیاد هم معاشرت میکنم بیشتر دوستان من جزء دوستان دبیرستان من هستند.
13. من شنیده ام که بین بازیگران سینمای ایران شما رفیق صمیمی ندارید.
- چرا،خانم گلشیفته فراهانی و همسرش .
14. آقای بهرام رادان را در روی بیل بردهای خیابانی زیاد میبینیم در حالی که یک جایی دوری از شما خواندم که اصلاً دوست ندارم روی پرده سینما چهره من باشد .
- این را برای من بگویید آیا برای شما بیلبردهای خیابانی با پرده سینما فرق میکند یاخیر؟
15. بله فرق میکند ولی آن بهرام رادان را که در بیلبردها میبینم من را یاد بهرام رادانی میاندازد که در سینما دیدم.شمااز محبوبیت سینمایی می آیید برای تبلیغ کالایی استفاده میکنید حالا دور از این که آن کالا خوب است یانه،مردم چهره شما را می بینند در کنار آن کالا و میگویند چون حالا آقای بهرام رادان این کالا را تبلیغ کرده پس خوب است .
- این یک کار تجربه شده است در دنیا،بخصوص در مملکت ماکه خدا کند جلوی این کار را نگیرند یک وسیله ای است برای در آمد بیشترشان و فارغ از مسائل مالی میتوانند بشینند فیلمنامه ها را بخوانند و آن نقشهایی را که دوست دارند کار بکنند موقع هایی میشود که مثل الان که اگر مشکل مالی نداشته باشم 2سال هم کار نمیکنم.من یک فکری دارم،من میخواهم یک فیلمهایی بازی بکنم که بعدها بتوانم جلوی بچه هایم سرم را بالا بگیرم .
16. این فیلمها چه فیلمهایی هستند مثلاً «گاوخونی»؟
- «گاو خونی» خیلی متفاوت است «گاوخونی» برای من یک کلاس صدا بود ،می دانید من چقدر صدایم تغییر کرد
17. بعد از «گاوخونی»؟
- بخاطر اینکه من تا قبل از بازی در «گاوخونی» خیلی آرام بازی میکردم من در سر «گاوخونی» 3ماه در استودیو بودم اینقدر متن را خوانده بودم که یکبار سر خواندن متن خوابم برد از آن به بعد توانستم که ته جمله هایم را کات بکنم من این ضعف را قبلاً نمی دانستم .سینما تجلی اندیشه ی یک کارگردان است هرچقدر تجلی اندیشه کارگردان باذهن مخاطبی که در سالن نشسته است جلوتر باشد مخاطب بیشتر خوشش می آید از آن فیلم به نظر من استاندارد شاید 20% ماجرا است بقیه اش سلیقه است یعنی اینکه تو که کارگردان هستی چه جوری به زندگی نگاه کردی همانطور به زندگی نگاه کردی که کل مردم نگاه کردند یا همانطور نگاه کردی که خود تو و چند نفر دیگر نگاه کردند برای همین آنقدر استاندارد نیست این فیلمها بارها شده که سناریو را می خوانم بعد می فرستم برای مدیر برنامه ام بعد ایشان میگوید که بهرام این سناریو خوبی است ولی مدتها با هم کشمکش داریم با این که ما 2تا خیلی سلیقه هایمان شبیه به یک اثر هنری و یک فیلمهم است ولی باز بعضی وقتها دچار اختلاف سلیقه میشویم . سینمایی می تواند سالها بعد از اینکه سازنده اش فوت کرد تازه کشف بشود اینطور نیست که مثلاً این را هنرمند برای آن دوره گفته بوده سلیقه ی فرهنگی که دوره خودش بوده آن را نپذیرفته است .
18. من فکر میکنم همچین فیلم خاصی زیاد در سینما نداریم .
- خاطر اینکه مخاطبش را نداریم سالنش را نداریم .
19. در ادامه بحث بیل برد آقای رادان میفرماید که:
- من میروم در روی پرده نقره ای سینما فیلمهایی را بازی میکنم که به طبع دوتا شخصیت دارد یکی حقیقی و دیگری حقوقی .شخصیت حقیقی من این است که اینجا نشستم در کل همه ی آدمهای مشهور را میگویم که یکی شخصیت حقیقی آنها است و دیگری شخصیت حقوقی آنها در شخصیت حقوقی خیلی کارها را حق ندارد بکند مثلاً یک بازیگر وقتی سیگار میکشد حق ندارد در خیابان سیگار بکشد به خاطر اینکه مردم میگویند که نگاه کن رشید پور دارد سیگار میکشد آن پسر کوچک از تو یاد میگیرد که سیگار بکشد چون میگوید اگر آن بازیگر دارد میکشد پس حتماً کار خوبی است .ولی حالا آن شخصیت حقیقی در داخل خانه مینواند سیگار بکشد. این شخصیت حقوقی استفاده های متفاوتی برایش است این شخصیت حقوقی همان است که فیلم بازی میکند میرود روی بیل برد و می خواهد یک NGO را ه بیندازد .
20. شما این کار را می خواهید بکنید؟
- خیر من نمیخواهم این کار را بکنم. الان می توانم اسم ببرم از خودم و گلشیفته فراهانی که پای ثابت هستیم.یک NGO راه بیندازند و هر ماه کار درست انجام بدهند حالا این میتواند پاکسازی محیط زیست باشد،می تواند کمک به بچه های یتیم باشد .جواب سئوال شمااین می شود که ما از این استفاده های زیادی میکنیم مثلاً ما یک فیلمی را بازی میکنیم و اگر مردم دوستمان داشته باشند شرکتهای تجاری دنبال ما می آیند و میگویند که مردم از این آقای ایکس خوششان می آید ما می توانیم این کالایمان را بدهیم بهش که به طبع این ،این کالامان هم دوست داشته باشتد من مسئول این نیستم که آن کالا خوب باشد ولی سعی میکنم که از بین پیشنهاد رسیده بهترین آنهارا انتخاب بکنم،در عین حال از آنطرف هم می رویم در کارهای خیریه کاری که استفاده و نفع مان هم به مردم برسد بخاطر اینکه هر چیزی که یک هنرمند دارد از مردم است .
21. من میگویم برای بازیگر شخصیت حقیقی و حقوقی نمیشود تعریف کرد برای اینکه یک بازیگر در سینمای ایران در بین مردم یک محبوبیت خاصی دارد و نمیشود آن را باتمام مردم دنیا مقایسه کرد چون در تمام دنیا مردمشان نسبت به بازیگرهایشان این حس اعتماد ندارند بازیگر را فقط یک بازیگر میداند به خاطر این حس نستالژیکی دارند.
- این مردمی که شما میگویید من نمیشناسم.
22. شاید شما مثل همان کارگردانها اطراف خودتان را میبینید .
- نه اصلاً چون من بیشتر از شما در مردم هستم.
23. نخیر قبول ندارم شما فکر میکنید که اگر بهرام رادان عکسش کنار تابلویی باشد مردمی که در یک شهرستان دور افتاده ای این تابلو را میبینند این کالا را بخاطر بهرام رادان باور نمیکنند.
- یکبار باور میکنند بعد دیگر باور نمیکنند.
24. خوب همان یکبارکافی است که 400،300هزار تومان پول خرج کنند.
25. یک قسمتی را پخش میکنیم که در آن بهرام رادان میرود روی سن و سیمرغ بلورین را دریافت میکند خیلی ها گفتند که بهرام رادان بی احترامی کرد به جشنواره و سیمرغش را روی زمین گذاشت و حرفهای تندی زد و حرمت جشنواره و سیمرغ را زیر سئوال برد.بهرام رادان که سیمرغ گرفت چرا اینقدر شدید اعتراض کرد همین هیئت داوران به شما سیمرغ داد .
- من می خواهم نامه ای که بعدش نوشتم را بخوانم: متن نامه : آنچه مرا برای این داشت تاواضحات 22 بهمن ماه 85 را توضیح بدهم نامه ای بی نام و نشان بود که گویا از جشنواره برای برخی خبر گزاریها و جراید ارسال شده بود پس از خواندن متن عصبی و شتابزده نامه مصمم شدم تا برای روشن شدن افکار عمومی هم که شده شرح واقعه را بیان کنم هرکس که اثری خلق میکند دوست دارد که اثرش مورد قضاوت عادلانه قرار گیرد و در اکثر مواقع بعد از داوری کسانی جایزه نگرفته اند سر به عصیان بر میدارند و از این که جایزه نگرفته اند شکایت دارند زمانی که دیدیم فیلم سنتوری فقط در 2رشته نامزد دریافت جایزه شده است شگفت زده شدیم چرا که بر اساس گفته ی بسیاری از کارشناسان این فن سنتوری بهترین فیلم آقای مهرجویی است حالا اینکه چرا هیئت داوران نظر دیگری داشت بحث سلیقه است و این مقاله مجال آن نیست در خواست این جانب برای بازبینی فیلم در خلوتشان نه طعنه بود و نه کنایه در خواستی بوده که اگر در خلوت خود و بدون هیاهو سنتوری را ببینید آیا همچنان بر سر رأی خود هستید؟و آن را شایسته ی دریافت کاندید های بیشتر میدانید یا خیر آیا این توهین است و تشکیک در وجود رأی صادره توهین به حساب می آید .آنچه از باب گذاشتن سیمرغ روی زمین مطرح شد سخنی بود در باب بی احترامی به سیمرغ ،اولاً که من با مقدس کردن هر چیزی و شیئی و اسمی مخالفم و این را توهین به مقدسات واقعی می دانم در ثانی نمیخواستم موقع صحبت کردن سیمرغ را در آغوش بگیرم چون آن را متعلق به همه ی عوامل فیلم می دانستم از طرفی دیگر چون در کنار میکروفن میزی تعبیه نشده بود تا جایی برای جایزه ام پیدا بکنم.بعداز آنکه خسرو شکیبائی نازنین به هنگام رفتن روی سن آن را بوسید به این فکر کردم که سن برای اهل هنر مکان باارزشی است چون بزرگان و پیش کسوتان بزرگترین تواضعشان بوسیدن خاک صحنه بود قرار دادن جایزه روی فرش قرمز پهن شده روی سن نه تنها توهین نیست بلکه کاری است در باب احترام به ارزش گذاشتن به سیمرغ .گفتم که مهرجویی بزرگ بی نیاز جایزه است و برخی ناراحت شدند منظور من این بود که جایزه نیازمند مهرجویی است دوستان عزیز اعم از هیئت داوران و منتقدان میدانند که در این 7سالی که در خانه ی سینما هستم جزء هیچ فرقه ای و باند و گروهی نبوده و نخواهم بود همیشه مستقل فکر کردم حرف زدم و کار کردم .
26. سئوالی می پرسم صادقانه بگویید به همه ی این قضایا بعد از این مسئله رسیدید یا از قبل میدانستید؟
- از قبل میدانستم و بعدش هم به بیشتربه آن رسیدم .
27. بهرام جان شما یکی از متفاوترین نقشهایت در «گیلانه» است چیزی که هم مورد توجه منتقدین قرار گرفت و هم خیلی تحسین بر انگیز بود می خواهم بدانم برای رسیدن به این نقش خاص چقدر سعی و تلاش کردی ؟
- گیلانه» فیلم من نبود فیلم خانم معتمد آریا بود و همانطور که از اسمش پیدا است فیلم رنجهای یک زن بود. من فقط در این تابلوی نقاشی حکم بک گراند ماجرا را داشتم حداکثر سعی من این بود که هرچقدر این بک گراند کمتر بتواند خودنمایی بکند می تواند بیشتر کمک بکند به بازیگر اصلی فیلم چون بعضی مواقع ،من خیلی به این ماجرا اعتقاد دارم که بعضی از فیلمها هستند که لزوماً فیلم کس دیگری هستند بقیه نقشها که در کنارش هستند دارند کمک میکنند که بهتر آن نقش دیده بشود یعنی وقتی که من زجرهای اسماعیل را بیشتر به تصویر میکشیدم این کمک را داشتم میکردم که نقش گیلانه بهتر دیده بشود که مادری که در سالن نشسته ببیند که این چه مادر زجر کشیده ای است که همچین بچه ای دارد ولی برای رسیدن به آن نقش کما اینکه از نظر سنی خیلی با من تفاوت داشت من یادم است که ما شاید 15جلسه تست گریم های متفاوت داشتیم خانم بنی اعتماد و معتمد آریا خیلی به من کمک کردند فردی بنام دکتر دبیری که ایشان چقدر به من کمک کردند یک جانباز شیمیایی بود به نام آقای عباس محمدی همه ی اینها دست به دست همدیگر دادند تا من بتوانم کاری را انجام بدهم .موقعی که ما برای این فیلم میرفتیم در خانه و آسایشگاه جانبازها.
28. من میخواهم حست رو در خصوص نقشی که بازی کردی بیان کنی .
- حس غریبی است هشت ساله برای مملکت جنگیدی رفتی از ناموس و غیرتت دفاع بکنی الان گوشه ی بیمارستان افتادی هیچ کس حتی خانواده ی آنها هم به آنها سر نمی زنند .
29. چندتا اسم میخواهم به شما بگویم شما نظرتان را بفرمایید.
- بگذارید من هم راه آقای کیانیان راادامه بدهم .من میخواهم از شما چندتا اسم بپرسم.
- -بفرمایید.
- ببین رضا برنامه ای که الان مجری آن هستی برنامه ای است که الان نمونه ی آن در دنیا زیاد است .در مجری گری کسانی را داریم مثل لری کین و اپرا ویمپری .اینها هم مجریانی هستند که با بازیگرها سیاستمدارها و حتی لری کین دایره ی وسیع تری دارد با کسی که بچه اش را کشته صحبت میکند.یک فرقی است میان این دو نفر آن هم این است که لری کین تقریباً سالی 35میلیون دلار دست مزد میگیرد ولی ویمپری سالی 95 میلیون دلار تقریباً سه برابر دلیلش این است که لری کین میاد مینشیند صحبت میکند و مثل شما گاف نمیگیرد میدانید من ازکجای برنامه شماناراحت شدم از آن قسمتی که در برنامه ی باران راجع به ابراهیم حاتمی کیا صحبت کردید من خیلی ناراحت شدم خیلی کار بدی بود.
30. من یک قسمتی از آن را می پذیرم اگر من بلند بلند نمیگفتم که آقای جهانگیر کوثری همچین حرفی زدند بهتر بود .
- حالا فرق لری کین و اپرا ویمپری را اگر بخواهیم بدانیم بدین صورت است که فقط اپرا دارد 95 میلون دلار از abcمیگیرد اپرا مهمانهای خود را بزرگ میکند رضابیا سعی بکنیم در کارهایمان از لوله کش و راننده تاکسی گرفته تا من شما و رئیس جمهور در هر کاری که میکنیم بهترین باشیم اگر همه ی اینها فکر کنند که من یک تکلیفی دارم و میخواهم بهترین باشم چه شکلی میشود .رابرت پریش یک مونتور است در سینمای هالیوود این یکی از آن بچه هایی بود که دنبال چارلی چاپلین میدوید و ماهی 7 دلار حقوق میگرفت کتابی دارد که در آن نوشته که مدتها کار کرد در استودیو های مختلف و رفت رسید به دستیار مونتور و رسید به مونتاژ کار و از جان فورد که استاد مسلم سینما است خیلی چیزها یاد گرفت که میدانیم که ایشان رکورد دار اسکار است در تاریخ جهان است .4تا اسکار بهترین کارگردانی گرفته است رابرت پریش میگوید که سالها گذشت و من اسکار گرفتم ،رفتم دیدن جان فورد ،روی یک صندلی چرمی نشسته بود و گفت رابرت شنیدم اسکار گرفتی،گفتم بله قربان،برگشت گفت من 4تا گرفتم و گفت مجسمه ی اسکارت را میبری 25 سنت دو تا کوچه پایین تر می فروشی و 2تا لیوان قهوه میگیری رمز ماندگاری سیمرغ نیست ،رمز ماندگاری وارد شدن در دلهای مردم است .
- 244890نفر در نظر سنجی شرکت کرده اند. 6%ازمردم به دانش بازیگری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند . 20%از مردم به فیزیک ظاهری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رآی دادند . 16%از مردم به شانس حرفه ای آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند. 57% به هر سه مورد رآی دادند .
- 244890نفر در نظر سنجی شرکت کرده اند. 6%ازمردم به دانش بازیگری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند . 20%از مردم به فیزیک ظاهری آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رآی دادند . 16%از مردم به شانس حرفه ای آقای رادان برای موفقیت در بازیهایشان رأی دادند. 57% به هر سه مورد رآی دادند .
- ممنونم از برنامه تان خدانگهدار.
- منو رها کن از این فکر تنهایی شب بخیر خدا نگهدار .

مهمان برنامه شب شیشه ای در تاریخ 11/2/86
خواننده محبوب رضا صادقی
· مهمان شب شیشه ای در تاریخ 11/2/86 متولد 25 مرداد 1358بچه محله شیر اول بندرعباس فرزند دوم خانواده محبوب مشهور به شدت دوست داشتنی ومورد علاقه مخصوصا جوانها رضا صادقی عزیز سلا م شب بخیر:
· این ترانه که الان پخش شد مال چند وقت پیشه؟
این ترانه مال 5 سال پیشه
· الان احساس کردم وقتی خودت گوش می کردی یه حس جالبی انگار به خودت دست داده بود !
نه اصلا فکر نمی کردم این کارم یه روز از تلویزیون پخش بشه .
· ارزیابی شما در باره ی کارهای آقای صادقی چیه؟ آقا رضا چرا مشکی ،اینو همه میپرسن؟
مشکی رنگ عشقه نه یک بیل برد نه یه تبلیغ ، توی همه دنیا برای هر منبع و ماخذ یه نشونه ای وجود داره مثلا میگن برزیل منبع و ما خذ فوتبال و نشانه هاش بازیکنانشن، ایران منبع تمدن وفرهنگ و نشانه اش مردمشن و تاریخشه به قول عرفا، شاعرا و نویسندگان و همه کسانی که بادل و عالم والا در ارتباطند خدا منبع عشقه، برای من مسلمان نشانه اون عشق خونه خداست اون پارچه ای که روی خونه خدا کشیده شده به رنگ مشکی اون برای من نشانه رنگیست از منبع عشقه من نمیتونم اون رنگو جز رنگ عشق بدونم چون خونه خدا با اون رنگ مزین شده تزئین شدن خونه خدا با اون رنگ برای من تداعی عشق رو میده ،این یه مطلب وبعد آنکه ما گاهاٌ شنیدیم از اون بزرگوارانی که مشرف شده اند خانه خدا ، که وقتی دستت به حجرالاسود میخوره بی اختیار از سر شوق اشکش میاد این شوق برای رسیدن به اون رنگیه که حتی رنگشم بازم سیاهه ، رنگ عشقه اگر بگیم سلیقه ی انسان است که اعراب اون زمان عاشق طلا و جواهر بودند و رنگ طلایی رو میپسندیدند اما از همه این مثالها به کنار قصد من از این که گفتم مشکی رنگه عشقه این بود که بگم نباید همیشه براساس عادتها چیزی رو پذیرفت، کما اینکه توی ایران وقتی کسی از دنیا میره مشکی میپوشن ولی توی هند سفید،این به معنای این نیست که مشکی در اینجا رنگ غم ولی در هند سفید است تعابیر رنگ هارو ما میگیم اما من مشکی رو نه بیل برد کردم نه یه جمله تبلیغاتی صرفا اولین نقد منه یعنی نمیخوام عادت کنم
· ولی من همیشه توی شایعات شنیدم که رضا صادقی یه نامزدی داشته که خیلی هم دوستش داشته و اون میمیره و رضا در غم از دست دادنش همیشه مشکی میپوشه پس شایعه بود؟
بله اتفاقا من یه چیز جالب شنیده بودم که من و همسرم تو راه شیراز تصادف میکنیم و میخوریم به کوه ، جالب اینجاست که اصلا جاده شیراز کوه نداره .
· پس رضا صادقی این عشقی رو که میگه یک عشقه الهی میدونه و میگه این گریه برای غم نیست برای شادی مسلمانان؟
بله من حتی در این آلبوم آخرم " وایسا دنیا یجا" گفتم که خدا رو می خوام نه برای سکه و سکو ومقام خدارو می خوام که تورو نگه داره برام این همون عشق است این همون مشکی رنگه عشق است .
· وایسا دنیا من میخوام پیاده شم
ببینید ما از بچگی شنیدیم که دنیا جنگ داره ستیز داره و غیره ولی من گفتم دنیا حالا که بدی وایسا من پیاده میشم و یک دنیایی بهترفرهنگ بهتر وایده بهتر می سازم
· رضا جان خیلی کارهای حسی می سازی ترانه هایی هم که خودت می سازی خیلی حسی اند ، من یه روز با روزبه بمانی صحبت میکردم که ترانه سرای خیلی خوبیه می گفت که ترانه های رضا" آن" داره یک لحظه مثل برق می گیرتد البته متقابلا نیز انتقاد میکرد که ضعفهایی از قبیل وزن قافیه وغیره در ساختار ترانه های تو وجود داره ولی میگفت مثلا تعبیر وایسا دنیا چه تعبیرقشنگیه یا مثلا تعبیر ترانه نمی تونم ببخشمت ، میگفت آن ترانه هاش قشنگه ولی آدم بعضی وقتها احساس میکنه اصول حرفه ایش رعایت نمیشه نظرت چیه؟
ببینید من تو این موضوع هیچ گونه تواضعی ندارم به صداقت عرض میکنم که من نه شاعرم نه آهنگ سازم نه خواننده ، من یه آدمی هستم که دوست دارم فکر کنم و احساس میکنم که اگه بتونم فکر های زیبامو انتقال بدم بتونم پیشنهاد زیبایی داده باشم به اون کسی که کنارم یا مثلا ده تا خونه اونور تره اما تریبونی نداشتم برای اعلام این حرف ، و موسیقی بهترین تریبون بود برای من ، من معتقدم شاعر نباید شعر بگه شعر باید خودش بیاد و بگه بیا منو بگو حرف رضا اگر احساسیه چون شعر نمیگه پوشش درونمه
· این یه نگاه احساسی به این معقوله نیست ؟
وقتی رفتی تو این معقوله که قرار بود سنتهای اصیل رو از ترانه بشکنی آره و باید جلوش گرفته بشه اما من تا یه حدودی رو به خودم اجازه می دم که اگه دیدم ردیف قافیه داره اذیتم میکنه حرف دلمو بزنم.
· بعضی ها میگن چون رضا خودش شعرو میگه خودشم آهنگ میسازه خودشم تنظیم میکنه میترسه که دیگه تنظیمهاش و ملودی هاش تکراری بشه؟
بله من در آخر به این ترس رسیدم کما اینکه من قبل از وایسا دنیا یه آلبومی جمع کردم به اسم کما که البته لو رفت؟ بعد نشستم دیدم که هیچ حرف قابل گفتن تری نداره نسبت به آلبوم قبلی پس دیدم که حرفای نومو به کمک دوستانم میتونم نوتر کنم پس از اونا کمک گرفتم
· فکر نمیکنی تو کاست وایسا دنیا بهترین آهنگت همون وایسا دنیاست؟
بله نوتر از بقیه است چیزی بود که مردم نشنیده بودند .
· علی انصاریان که یکی از دوستان مشترک منو رضا ست میگفت یه شب با رضا داشتیم تا 6 صبح تو خیابانها میگشتیم داشتم به رضا میگفتم که ازتهران نره بمونه و کار موسیقی شو اینجا ادامه بده رسیدیم دم کاخ سعد آباد رضا برگشت با یک حسرتی گفت میشه یه روزی من اینجا کنسرت داشته باشم من گفتم چرا که نه و 6 ماه بعدش در تهران کنسرت داد که یکی از با شکوهترین کنسرتهای تهران بود.
علی انصاریان کسی که وقتی باید باشه تو زندگی من هست واحساس می کنم خیلی کمکم میکنه ، اون یه جمله خیلی قشنگ به من گفت که باعث شد من بمونم اونم این بود که خونه کوچیک بابا خیلی بهتر از خونه ی بزرگه بابای همسایه است ، من با علی وقتی اونشب رسیدیم به کاخ سعد آباد به علی گفتم یعنی میشه من در اینجا یه شب کنسرت بدم علی گفت چراکه نه توکل کن به خدا، بطور عجیبی 6 ماه بعد در زمانی که به هیچ کس اجازه کنسرت نمیدادندمن 4 شب در اونجا کنسرت داشتم که باورم نمیشد، که یه شبشو کامل گریه کردم ،و به این اعتقاد پیدا کردم که آدم یه چیزی رو اگه از ته دلش بخواد بهش میرسه
· رضا اگه بشینیم با هم رک وراست حرفاشو صادقانه بزنه بهتر از این نیست که قایمش کنه ویواشکی مطرح کنه؟
ببینید فرصت کمه برای یک هنرمند ولی الان جدیدن میبینم که خیلی بهتر شده، شب عیدم که گفتن بنیامین اینجا بوده خیلی خوشحال شدم چون کارشو دوست دارم البته از نزدیک ندیدم ایشونو .
· پس از نظر شما کار خوبی که هنرمندها رو دعوت کنیم ، چون خیلی میگن مثلا که چیه اینارم میارن که پز بدن ؟
نه اصلا مسئله پز نیست ،ببینید من خودم اصلا توقع نداشتم که این آهنگم پخش بشه از تلویزین و همون حرفی رو که بنیامین زد و خیلی ها که بعد از من هم بیان اینجا اینو بگن و من باید از طرف همه هنرمندان تشکر بکنم از آقای ضرغامی که این فرصت دارن میدن برای آشتی کردن تصویر داخلی با مردم ، ببینید من خیلی دوست دارم که کارهای من اینجا وبرای مردم من ،مردم نزدیک به من پخش بشه تا در ماهواره ها که اون اصلا لذتی نداره برای من ، چون صدای من مال اینجاست ، احساسی که میگیرم ومی خونم از همسایه ی منه .
· آقا رضا این عصا ها برا چیه مشکل جسمانی شما چیه البته می بخشید که من این سئوال میکنم ؟
من یک سال نیم بود که تب شدید میگیرن داشتم و منو میبرن به تنها کلینیک توی بندر عباس دکتری که حالا اسم نمیبریم ، حالا شاید حالش بد بود یا چیز دیگه ، به من آمپول پنسیلین رو تزریق کنه به عصب من میزنه و منو کلا فلج میکنه که حالا با لطف خداوند و پیگیریهای مادر و پدرم تمام قسمتهای بدنم خوب میشه غیر از پاهام که حالا مجبور شدم با عصا جابجا بشم ، باور کنید اگه غیر از این بود تقدیر، من الان اینجا ننشسته بودم پیش شما اینو بهش ایمان دارم، ببینید من به دلیل اینکه نمیتونستم دنبال هم سن و سالهای خودم بودوام هیچ کس با من نبود من تنها بودم آدمهایی که با من بودن آدمهای بزرگی بودن که نمی خواستن بودواند چون دویدناشونو در بچگی کرده بودند به همین دلیل من همنشینهام آدمای بزرگ بودند من اینو لطف الهی میدونم وتونستم از بزرگیهای اونا خیلی چیزا کسب کنم از بچگی ،بچگی نکردم یه سری چیزها از بچگی تو ذهن من کاشته شد اونم این بود که سعی کنم به اصالتم خیلی اهمیت قائل باشم به هنرم به حرمت هنریم و مهمتر از همه به شخصیتم .
· رضا الان مد شده که ما تو هر کاستی یه کار مذهبی می سازیم که مثلا به قولی میگن که این کارو میکنن که بتونه راحت مجوز بگیره خیلیها یه پز مذهبی میگیرن که جامعه ی مذهبی رو به طرف خودشون بکشونند من از این کارهای این چنینی از تو زیاد دیدم و حتی توی مجلاتی دیدم که نامه هایی به خدا و حضرت علی می نویسی، رو راست اینها اعتقادات قلبی تو یا یه پز مذهبی ؟
پدر من مدرس قرآن بود ، در یک خانواده کاملا مذهبی که حتی با موسیقی من مخالف بودند و الانم که الانه گاهاٌ میگه خدا هدایتت کنه ، و در مورد مطلب نامه هایم ، به خدا من یه کتابی دارم مینویسم به اسم "خدایا با توام حواست کجاست" این یک درد و دل انسانی گاهاٌ نزدیک و یا بیش از نزدیک با خدا به من گفتن خدا از رگ گردن به من نزدیکتره این یک مطلب ، مطلب دوم ارادت من به حضرت علی که باز این هیچ ربطی نداره به هیچ موضوعی ، آقا امیر المومنین خیلی مرد عظیم و بزرگیه به خاطر عشقش به خانواده اش و خلوص نیتش و به خاطر اون کتاب بسیار زیبا و پر معناش و...... مردم ایران خیلی زود می فهمند ، من در وایسا دنیا گفتم که همه درویش همه عارف پس جای عاشق کجاست این همه تلسم و ورد جای خوش دعا پس کجاست پخش آهنگی از رضا صادقی در وصف حضرت علی(ع)
· رضا صادقی در زمان پخش پیامهای بازرگانی گلایه ای کرد که از نظر من گلا یه به حقیست ایشون گفتند که آهنگهای خوانندگان ما وقتی از شبکه های تلویزیونی غیر مجاز پخش میشه مسئولین اونارو بخوان و ازشون بپرسن که چرا پای این ترانه ها به این شبکه ها باز شده ،اگر مارو بخوان و با هم صحبت کنیم خیلی از این سوء تفاهم ها حل میشه رضا از زبان خودت می خواهیم بشنویم.
من دارم میبینم که مسئولین خیلی خیلی دارن کمک میکنن یعنی میان نزدیک میشن میگن چی میخواین چی نمیخواین چه جوری میشه کمکتون کنیم البته من عذر خواهی میکنم ازهمه این بزرگواران ، دوست دارم این جمله پدران باشه تا آمرانه ،چون همه هنرمندان جوانند و دوست ندارند که کسی بهشون امر کنه، ببینید منه رضا صادقی که این کلیپو ساختم رفتم وزارت ارشاد اجازه گرفتم ، اول من در مورد مجوز یه توضیحی بدم که من برای اینکه بخوام یه حرف خوب به شما بزنم که نباید از شما اجازه بگیرم به نظر من این تعبیرش اینکه تائید اخلاقی یک اثر به لحاظ فضای فرهنگی یک جامعه ، اما وقتی کلیپ من میاد تو یه وزارت معتبری که باید اینو تائید کنن ، تائید میکنه و تائید شده میاد در اختیار مردم قرار میگیره اگر یه سری از کانالها میان پخش میکنن دلیل بر بد بودن ماجرای کلیپ من نیست اینجا من نباید جواب پس بدم من که نمیتونم برم یقه کسی رو بگیرم دزدی هم میتونه باشه ، مثلا حتی 2،3تا از آهنگهای منو خوندند من نتونستم دفاع کنم ، چه جور وقتی یکی کار منو میخونه من نمیدونستم کجا برم که دفاع کنه از حق من ، وقتی که یه کلیپ پخش میشه و میاد تو بازار مجاز یعنی از طرف وزارت ارشاد مجوز داره بعد چندتا کانال پخش میکنن ، اونوقت نباید خورده گرفته بشه از هنرمند،مهمتر از همه ازشون خواهش میکنم که پدرانه بپرسند و پاسخ بدهند
· می خواهیم چند کلمه از زبان تو در مورد ناصر عبداللهی ، به عنوان کسی که همشهریتم بوده بشنویم
ناصر عبداللهی خوانده خوندنی نبود بلکه موندنی ، ناصر جزو کسانی نبود که ببینه امروز چه اتفاقی می افته که ازش حرف بزنه یک اتفاق خوب تو زندگیش افتاده بود که خودش خیلی ازش تعریف میکرد از اون اتفاق برای خودش هدف ساخت و دنبال هدفش رفت واسه همین هیچ وقت ناصر تنها خواننده نبود و مطمئن باشید تا هست صدای ناصر عبداللهی میان همه آدمها ست
· اگر انسان اصالتشو حفظ کنه تو اون موندنی بودنه تاثیر داره؟
ببینید همیشه نهایت همراهی رو اونهایی دارن که هم خاک هم زاد و هم خون آدمند بالا خره یه روز تو هر سنی بر می گردم توی شهرم ، چون بهم گفتن بسم الله بگو و برو ما هستیم واگر هم نشد باز هم ما هستیم
· رضا جان نظرت در مورد موسیقیه سنتی چیه؟
موسیقی سنتی در خون ماست من وقتی جایی از صدای استاد بنان آهنگی پخش میشه اونو با لذت گوش می کنم ولی من معتقدم که آشتی کردن موسیقی اصیل با موسیقی پاپ خیلی کمک میکنه به موسیقی پاپ چون من خودم از ردیف موسیقی ایران چیزی نمیدونم واگر یه استادی در زمینه سنتی پیدا بشه و به من بگه که مثلا تو صدات در این ردیف موسیقی سنتی زیباست بیاد به من یاد بده و کمکم کنه این آشتی کردنه حکم پدر می شه بر پسر ، من دوست دارم که این بچه شیر پاپ از شیر اصیل موسیقی یه چیزی یاد بگیره تا اون موسیقی بین المللی بشه .
· چند تا اسم میگم تو در مورد شون نظر بده:
1- علی انصاریان:یه دیوونه مثل خودم
2-علیرضا افتخاری:یه برادر بزرگ
3-بهروز صفاریان :زیرک ترین موزیسین جوان ایران
4-دکتر محمد اصفهانی :اگر جایی باشه که ایشون بخونند من جرات نمیکنم بخونم، بسیار تسلط بالایی روی حنجره شون دارن
5- پرویز پرستویی :دوستداشتنی ترین و مهربا نترین چهره سینمای ایران
· یک رقم از 1تا 250000انتخاب کنید 110-شماره موبایل 0912124..88 دو رقم آخر. برنده یک سکه تمام بهار آزادی از برنامه شب شیشه ای 57%گفتن عالیه کارهات 32% خوب 6/8 %متوسط 4/2 % ضعیف از حضور شما در برنامه سپاسگزارم

